ميرزا محمد حيدر دوغلات

302

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ذكر مولانا علاء الدين مكتب‌دار و از آن جمله خدمت علاء الدين مكتب‌دار است . ايشان نيز مريد مولانا سعد الدين كاشغرىاند . تمام اهل خراسان با بزرگى ايشان قايلند . مولانا على ( 123 پ ) باوردى كه امروز در بخارا مشار اليه است و اهل عالم در بزرگى او متفق القولند ، مريد مولانا علاء الدين است . او احوال سلسله خواجه‌ها را از خواجهء جهان ، خواجه عبد الخالق غجدوانى تا پير خودش نوشته است و در آنجا خوارق عادات و احوال عجيبه و غريبه از خدمت مولانا علاء الدين ثبت فرموده است و در آنجا نوشته كه وى سفر حجاز كرده است و به شيخ عبد اللّه يمنى صحبت داشته بوده است . ذكر مولانا شمس الدين محمد مروجى و از آن جمله مولانا شمس الدين محمد مروجى است . وى نيز مريد مولانا سعد الدين كاشغرى است . از منتسبان اين سلسله عليه شنيده شده است كه يكبارى خدمت مولانا سعد الدين به ملازمت شيخ بهاء الدين عمر مىرفته‌اند و مولانا محمد مروجى همراه بوده‌اند . بعد از آنكه صحبت منعقد گشته به خاطر مولانا محمد مروجى گذشته است كه چون متوجه اليه ما در حين توجه حضرت بىچونى است ، پس با بىچون و بىچگونه ، چگونه توجه ميسر گردد ؟ مدت‌ها مولانا را اين معنى در خاطر مىبوده است . چون اين معنى به خاطر مولانا مىرسد ، شيخ بهاء الدين عمر فرموده‌اند كه توجه بىچون و بىچگونگى او بايد كرد و هرگاه كه از اين توجه حضورى شود ، او خود ديگر مىگويد كه چه مىبايد كرد و مولانا مسرور و خوش‌حال مىشوند . بعد از آنكه بيرون مىآيند ، خدمت مولانا سعد الدين مىگويند كه شيخ مجذوب‌اند ، طريق سلوك را نمىدانند . پيش من مدت‌ها بود كه اين سخن شما معلوم ما بود اما جواب نمىگفتيم چرا كه تأمل شما در اين امر موجب ازدياد توجه مىشد و آن موجب ترقى ، از آن جهت گفته نشده بود . به مجرد آنكه در خاطر شما اين معنى رسيد ، شيخ فى الحال گفتند و آن كدّ و اجتهاد شما نماند . اگر چه مسئله معلوم شد اما در ترقى و اجتهاد نقصان شد .